داود بن علينقى وزير وظايف
48
سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )
خيلى بزرگ و نه خيلى كوچك ، در دامنهء كوه رو به دريا ، عمارتها ساخته شده است ، عمارتهاى خيلى خوش منظر خوب دارد ، دو سه نفر آمدند جلو ، تعريف منزلهاى خود را كردند ، سيدى جوان كه فارسى هم حرف مىزد ، اظهار دوستى كرد ، ما را راهنمايى كرد به « مشهدى خالق » نام ، ما هم گول عمامهء سيد را خورده ، با « مشهدى خالق » رفتيم ، كاروانسرايى داشت ، در پشت حمامى ، ولى اطاقهاى خوبى نداشت ، و جاى بدى بود ، ما هم نابلد بوديم و از دريا احوالم منقلب بود ، فورى خوابيدم ، بعد برخاسته نهار آوردند ، ميل نكردم بخورم ، برخاسته قدرى راه رفته ، در ميان كوچه « ملاخليفه قلى بادكوبهاى » [ را ] كه سابق در « مشهد » بود ديدم ، احوال پرسى كردم ، شناخت و با ما برگشت ، قدرى راه بلدىكرد ، بعضى جاها را تماشا كردم ، من جمله باغى بود كه به زحمت ساختهاند ، ولى خوشگل و قشنگ طراحى شده است ، چهار مرتبه است ، ولى زمين آن بياض ، « 1 » باغ عمومى است ، هر كس مىخواهد تماشا مىكند ، چيزى هم نمىگيرند ، در دور ، عمارتهاى خوب دارد ، يك طرف هم وصل است به قلعهء قديم « بادكوبه » ، كه برجهاى خود قلعه در كمال استحكام ، و دو مسجد دارد ، داخل قلعه يكى را مسيحىها به خواهش گرفتهاند و ويران است ، يكى ديگر را « حبيسه خانه » « 2 » كردهاند . كورتا منزل « كورتا » كه در كنار خيابان دم باغ است ، عمارتى چهارطبقه و از خارج خيلى باشكوه ، ولى ديوان خانههاى اين شهر ، عمارتى جداگانه دارد ، كه از يك طرف نزديك به قلعه قديم است ، و همه ديوانخانههاى آنها همان جا است ، و از مالياتى كه از منازل مىگيرند ساخته شده است ، كليسايى بزرگ هم ديدم كه « ملاخليفه » مىگفت ، سابقاً قبرستان بوده است ، حالا فضايى دارد كه سنگ فرش كردهاند ، رفتم تماشاى كليسا ، داخل شدم ، كشيش جوان در را باز كرد ، آمد دست داد ، احترام كرد ، داخل كليسا خيلى جاى « 3 »
--> ( 1 ) - به زمينى گفته مىشود كه در آن ساختمان نباشد . ( 2 ) - به معنى موقوفه ، و هر آنچه در راه خير وقف شود . ( 3 ) - در متن جائى است .